تبلیغات
زندگی در کلاس درس (خلاقیت های دانش آموزان کلاس پنجم من ) - قل یا ایها الکافرون
 
زندگی در کلاس درس (خلاقیت های دانش آموزان کلاس پنجم من )
خواستن توانستن است !
 
 
چهارشنبه 24 تیر 1394 :: نویسنده : , ,

شان نزول آیه : در روایات آمده است كه" این سوره درباره گروهى از سران مشركان قریش نازل شده، مانند" ولید بن مغیره" و" عاص بن وائل" و" حارث بن قیس" و" امیة بن خلف" و ... گفتند: اى محمد! تو بیا از آئین ما پیروى كن، ما نیز از آئین تو پیروى مى‏كنیم، و تو را در تمام امتیازات خود شریك مى‏سازیم، یك سال تو خدایان ما را عبادت كن! و سال دیگر ما خداى تو را عبادت مى‏كنیم، اگر آئین تو بهتر باشد ما در آن با تو شریك شده‏ایم، و بهره خود را گرفته‏ایم، و اگر آئین ما بهتر باشد تو در آئین ما شریك شده و بهره‏ات را از آن گرفته‏اى! پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: پناه بر خدا كه من چیزى را همتاى او قرار دهم! گفتند: لا اقل بعضى از خدایان ما را لمس كن و از آنها تبرك بجوى ما تصدیق تو مى‏كنیم و خداى تو را مى‏پرستیم! پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: من منتظر فرمان پروردگارم هستم. در این هنگام سوره" قُلْ یا أَیُّهَا الْكافِرُونَ" نازل شد، و رسول اللَّه به مسجد الحرام آمد، در حالى كه جمعى از سران قریش در آنجا جمع بودند بالاى سر آنها ایستاد، و این سوره را تا آخر بر آنها خواند آنها وقتى پیام این سوره را شنیدند كاملا مایوس شدند، و حضرت و یارانش را آزار دادند
تفسیر مجمع البیان

آشنایى با این سوره‏
به سوره دیگرى رسیدیم. این بار یك‏صد و نهمین سوره از سورهاى قرآن شریف. به شناسنامه‏اش مى‏نگریم تا پیش از آغاز ترجمه آیاتش با حال و هواى آن آشنا گردیم.

1 - نام این سوره‏
در آغازین آیه این سوره، خداى فرزانه روى سخن را به بنده برگزیده‏اش محمد(ص) مى‏كند و به او فرمان مى‏دهد كه از خدایان ساخته و پرداخته شرك‏گرایان و تاریك‏اندیشان و باورهاى خرافى و پوچ و درد سرآفرین آنان اعلام برائت و بیزارى كند؛ چرا كه میان توحید و شرك،
حق و باطل،
نور و ظلمت،
عدل و ظلم،
آزادى و استبداد،
مردم‏سالارى و زورمدارى،
برابرى و تبعیض خواهى،
رعایت حقوق خدا و خلق او با قانون‏شكنى و خودسرى و پایمال ساختن حقوق بشر مرزهایى‏است روشن و خردمندانه كه در مورد آنها جاى سازش نیست.
قُلْ یا أَیُّهَا الْكافِرُونَ...
و نام این سوره، «كافرون» به معنى «كفرگرایان» خوانده شده و از همان آیه نخست اقتباس شده است.
این سوره را، سوره «عبادت» نیز نامیده‏اند، چرا كه پیامبر و مردم با ایمان را از سازش بر سر اصل و مبانى بنیادى مكتب هشدار مى‏دهد.

2 - فرودگاه آن‏
به باور بیشتر مفسران و محدثان این سوره در آغازین سال‏هاى بعثت در مكّه و در كنار خانه خدا بر زجاجه نورانى جان محمد فرود آمده است. امّا برخى نیز آن را مدنى مى‏دانند.

3 - شمار آیه‏هاى آن‏
این سوره از 6 آیه، 26 واژه، و 94 حرف تشكیل شده است.

4 - پاداش تلاوت آن‏
از پیامبر آورده‏اند كه فرمود:
من قرأ «قل یا ایهاالكافرون» فكانما قراء ربع القرآن...(321)
كسى كه سوره «كافرون» را بخواند و در آن هنگام به خودسازى و خودشكوفایى بیندیشد، بسان كسى است كه یك چهارم قرآن را خوانده است. شیطان‏هاى طغیانگر به بركت این سوره از او دور مى‏گردند و از بلاى شرك و گمراهى و بیدادگرى پاك و از هول و هراس روز رستاخیز در امان خواهد بود.
و نیز در روایتى آورده‏اند كه به «جبیر بن مطعم» فرمود: آیا دوست‏دارى هنگامى كه به سفر مى‏روى از نظر زاد و توشه از بهترین یارانت باشى؟
گفت: آرى پدر و مادرم به قربانت!
فرمود: پس این سوره‏هاى پنچ‏گانه را بخوان فاقرء هذه السّور الخمس...
پرسید: كدامین سوره‏ها؟
فرمود: سوره‏هاى «كافرون»، «نصر»، «اخلاص»، «فلق»، و سوره «ناس». و به یاد داشته باش كه هر كدام را با «بسم اللّه الرحمن الرحیم» آغاز نما.(322)
نامبرده مى‏افزاید: من ثروت و سرمایه زیادى نداشتم و با كسانى كه خدا خواست همسفر و همراه شدم، و به لطف او از بلند همت‏ترین و پرزاد و توشه‏ترین آن‏ها بودم تا از سفر باز آمدم.
و نیز آورده‏اند كه: مردى به حضورش آمد و گفت: اى پیامبر خدا! آمده‏ام چیزى به من بیاموزى كه به هنگام خواب آن را بخوانم؛ فرمود: اذا اخذت مضجعك فاقرأ قل یا ایها الكافرون! ثم نم على خاتمتها فانَّها برأة من الشرك(323)
هنگامى كه به بستر رفتى، سوره «كافرون» را بخوان و پس از آن بخواب كه این سند بیزارى از شرك و بیدادگرى است.
از حضرت صادق آورده‏اند كه مى‏فرمود:
كان ابى یقول قل یا ایها الكافرون ربع القرآن، و كان اذا فرغ منها قال: اعبدالله وحده...(324)
پدرم مى‏فرمود: سوره كافرون بسان یك چهارم قرآن است، و هنگامى كه آن را مى‏خواند و از آن فراغت مى‏یافت، مى‏فرمود: تنها خداى یكتا را مى‏پرستم، تنها او را مى‏پرستم و بس.
و نیز آورده‏اند كه فرمود:
من قرأ قل یا ایها الكافرون و قل هو الله احد فى فریضة من الفرائض غفرالله له و لوالدیه و ما ولدا، و ان كان شقیاً محى من دیوان الأشقیا و كتب فى دیوان السعداء و احیاه‏الله سعیداً و اماتة شهیداً و بعثه شهیداً(325)
كسى كه سوره «كافرون» و «اخلاص» را در یكى از نمازهاى واجب خویش بخواند و آن‏ها را باور داشته باشد، خدا او و پدر و مادر و فرزندانش را مى‏آمرزد و اگر گرفتار تیره‏بختى شده نام او از دفتر تیره‏بختان زدوده شده، و در دفتر نیك‏بختان نوشته مى‏شود؛ و خدا او را نیك‏بخت زنده مى‏دارد و شهید از دنیا مى‏برد و شهید بر مى‏انگیزد.
1 - بگو: اى كافران!
2 - نه من آن چه را شما مى‏پرستید، مى‏پرستم،
3 - و نه شما پرستنده‏اید آن‏چه را كه من مى‏پرستم؛
4 - و نه من پرستنده‏ام آن چه را كه شما مى‏پرستید.
5 - و نه شما پرستنده‏اید آن‏چه را كه من مى‏پرستم.
6 - آیین شما از آن شما، و آیین من از آن من است.

شأن نزول‏
این سوره درباره گروهى از سردمداران شرك و استبداد، به نام‏هاى «حارث»، «عاص»، «ولید»، «اسود زهرى»، «اسود بن اسد»، و «امیة بن خلف» فرود آمد، چرا كه آنان به حضور پیامبر آمدند و گفتند: اى پیامبر خدا! شما بیا و از آیین ما پیروى نما، تا ما نیز از دین تو پیروى نموده، و تو را در همه امتیازات و قدرت و امكانات و رهبرى و اداره جامعه شریك مى‏سازیم. تو بیا و یك سال خدایان ما را عبادت نما! تا سال آینده ما خداى یكتاى تو را خواهیم پرستید! در این صورت اگر دین تو بهتر باشد، ما در آن با تو شریك گردیده و بهره‏ور شده‏ایم و اگر آیین ما بهتر باشد تو از آن بى‏بهره نشده‏اى!
پیامبر فرمود: معاذ الله ان اشرك به غیره.
به خداى پناه مى‏برم كه چیزى را همتا و شریك او قرار دهم!
گفتند: پس بیا بر پاره‏اى از خدایان ما دست تواضع و فروتنى بكش و از آن‏ها بركت بجوى، تا در برابر آن، ما نیز رسالت و یكتایى پروردگارت را گواهى كرده و او را بپرستیم.
پیامبر فرمود: من تنها از بارگاه خدا فرمان مى‏گیرم و راه مى‏جویم.
درست در آن هنگام بود كه این سوره فرود آمد كه: یا أَیُّهَا الْكافِرُونَ...
پیامبر گرامى به مسجدالحرام آمد و در حالى كه سران شرك و استبداد نشسته بودند، در برابرشان ایستاد و این سوره را تا آخر، با صدایى رسا و آهنگى دلنشین بر آنان خواند.
آنان هنگامى كه پاسخ پیامبر را با شنیدن پیام خداى او شنیدند، از پیشرفت نقشه شوم خود مأیوس و راه آزار و شكنجه پیامبر و یاران او را در دستور كار قرار دادند.(326)
«ابن عباس» آورده است كه: و آن‏گاه این آیه در مورد آنان فرود آمد كه: قل افغیر الله تأمرونى اعبد ایها الجاهلون(327) هان اى پیامبر! بگو: هان اى نادانان! مرا وامى‏دارید كه جز خدا را بپرستم؟!

تفسیر
راه توحیدگرایانه و عادلانه‏ام را با شرك و استبداد نخواهم آلود
در سوره پیش، خداى فرزانه عیب‏جویى شرك‏گرایان و بى‏نسل و تبار و بى‏آینده خواندن پیامبر و راه و رسم توحیدى اورا مردود شمرد و به آن حضرت اطمینان داد كه به وى «خیر فراوان» و پایان‏ناپذیر ارزانى شده است، اینك به آن پرچمدار توحید و آزادى فرمان داده مى‏شود كه از نقشه شوم آنان - كه در اندیشه تطمیع او هستند - بر حذر باشد و با صراحت و شجاعت به آنان اعلام كند كه هر گز راه و رسم توحیدى و عادلانه و روش بشردوستانه خود را با شیوه‏هاى شرك‏آمیز و ظالمانه و استبدادى آنان نخواهد آلود.
نخست روى سخن را به آن حضرت مى‏نماید و مى‏فرماید:
قُلْ یا أَیُّهَا الْكافِرُونَ‏
هان اى محمد(ص)! بگو: هان اى كفرگرایان حق‏ناپذیر!
در آیه بدان دلیل كه «الف و لام» عهد به كار رفته، سردمداران شرك و استبداد مورد نظرند و روى سخن با آنان است.

پیامبر به فرمان خدا به آنان اعلام مى‏دارد كه:
لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ‏
نه من آنچه را شما مى‏پرستید، خواهم پرستید،

و نه شما آنچه را من مى‏پرستم، خواهید پرستید.
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ

نه آنچه را شما پرستیدید، من مى‏پرستم؛
وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ

و نه آنچه را من مى‏پرستم شما خواهید پرستید.
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ
با این بیان خداى فرزانه روى سخن را به پیامبرش مى‏نماید و به او دستور مى‏دهد كه با صراحت و شهامت و صداقت و خیرخواهى به سردمداران شرك و بیداد اعلام كند كه هرگز بت‏ها و خدایان دروغین آنان را نخواهد پرستید، و شیوه‏هاى شرك‏آلود و استبدادى آنان را در زندگى فردى، خانوادگى، اجتماعى و سیاسى امضاء نخواهد كرد و آن‏ها نیز این صداقت و شهامت را ندارند كه دست از ستم و خرافه بردارند و اصلاح‏پذیرند و به حق روى آورند، بلكه بر بیداد و خشونت و شرك و كفر و خودسرى و خودكامگى خود خواهند افزود و خداى یكتا را نخواهند پرستید و اصلاح نخواهند پذیرفت.
به باور «ابن عباس» و «مقاتل» منظور پیامبر این است كه: نه امروز و نه فردا و فرداهاى دور و تا پایان زندگى هرگز بت‏هاى شما را نخواهم پرستید.
و «زجاج» بر آن است كه: پیامبر با این بیان روشن و بیدارگر از سویى پرستش خدایان پندارى آنان، از سوى خود را براى همیشه نفى كرد، و از دگر سو از اصلاح‏ستیزى و حق‏ناپذیرى سردمداران شرك و استبداد كه نامشان در «شأن نزول» رفت، خبر داد!
این آیات و این خبر از آینده به وسیله پیامبر، بسان پیشگویى این آیه است كه در داستان نوح مى‏فرماید:
و اوحى الى نوح انّه لن یؤمن من قومك الّا من قد آمن(328)
و به نوح وحى گردید كه از جامعه و مردم تو، جز كسانى كه تاكنون ایمان آورده‏اند، هرگز كسى ایمان نخواهد آورد...
«فراء» در مورد تكرار آیه‏ها و مفهوم آن‏ها مى‏گوید: در زبان و فرهنگ عرب تكرار واژه‏ها و مفاهیم آن‏ها به صورت‏هاى گوناگون رایج است، و هدف نیز روشن ساختن اهمیت سخن و تأكید بر آن است تا شنونده پیام را نیك دریابد و در آن بیندیشد.
این تكرار هم در پذیرش نظر گوینده رایج است و هم در نفى سخن گوینده و پندار او. در قرآن و روایات و شعر و نثر عرب نیز بسیار آمده است، براى نمونه:
عرب به هنگام موافق بودن با اندیشه ویا سخن گوینده، مى‏گوید: آرى، آرى. و زمانى كه موافق نباشد، بارها مى‏گوید: نه، نه، هرگز.
قرآن مى‏فرماید: كلا سوف تعلمون، ثم كلّا سوف تعلمون(329)
نه، چنین نیست به زودى خواهید دانست؛ باز هم چنین نیست به زودى خواهیم دانست...
در شعر عرب نیز تكرار واژه‏ها و مفاهیم بسیار است، براى نمونه: شاعر مى‏گوید:
كم نعمة كان لكم‏
كم كم و كم!
شما چه بسیار نعمت‏ها داشته‏اید! چه قدر، چه اندازه و چه بسیار! و دیگرى مى‏گوید:
نعق الغراب یبین لیلى غدوة
كم كم و كم بفراق لیلى ینعق‏
صبحگاهان كلاغ به صدا در آمد و از مرگ لیلى خبر داد، راستى چه قدر، چه قدر و چه اندازه از جدایى او صدا مى‏زند؟
با این بیان تكرار سخن در فرهنگ و ادبیات عرب رایج است و در این آیات بسیار جاى تأكید است، چرا كه كفرگرایان این نقشه شوم را طرح، و بر آن پافشارى مى‏كردند، از این رو خداى فرزانه در پاسخ اصرار و پافشارى آنان بر شرك و بیداد، بسیار جالب و زیبنده است كه بر توحیدگرایى و پروا و عدالت‏خواهى و آزادگى دین خود تأكید كند، تا آنان را در تاریك‏اندیشى خود نومید و سرافكنده، و در طمع‏ورزیشان بر فریب پیامبر و مردم با ایمان مأیوس سازد.
به باور پاره‏اى منظور از تكرار، بیان این نكته است كه: من هرگز بت‏هایى را كه شما مى‏پرستید، نخواهم پرستید و شما نیز هرگز آن خداى بى‏همتایى را كه من مى‏پرستم، نخواهید پرستید؛ چرا كه شما به او شرك ورزیده و به جاى او و به همراه او خدایان دورغین را به خدایى گرفته‏اید، در حالى كه تنها كسى مى‏تواند او را بپرستد كه پرستش خود را براى او خالص سازد، و من هرگز این‏گونه كه شما مى‏خواهید خدا را بپرستید، او را نخواهم پرستید؛ بلكه پرستش من خالصانه و پاك و ناب خواهد بود.
بااین بیان «ما»، «مصدریه» است و در آیه نخست «معبود» مورد نظر است و در آیه دوم، عبادت و پرستش.

یك پرسش و پاسخ آن‏
ممكن است این پرسش طرح گردد كه طبق این بیان تفاوت معبودها و خدایان روشن است؛ چرا كه آنان بت‏ها و خدایان دورغین را مى‏پرستند و پیامبر خداى یكتا را؛ امّا چه تفاوتى میان عبادت پیامبر با پرستش آنان است؟
پاسخ این است كه پیامبر گرامى خداى یكتا را خالصانه مى‏پرستید و تنها او را به خدایى گرفته بود و عبادت مى‏كرد و بس، امّا شرك گرایان در پرستش خود براى خدا، همتا و شریك برگرفته بودند و عبادت آنان خالص نبود، و میان این دو عبادت تفاوت روشن است. آرى، پیامبر در همه ابعاد زندگى و انجام هر كارى خشنودى و رضایت خدا و درستى كار و راه را در نظر مى‏گرفت و هر كارى را براى تقرب به او انجام مى‏داد، امّا شرك‏گرایان بر اثر جهل و خرافه و عادت‏ها و آموزش‏هاى غلط، به بت‏ها تقرّب مى‏جستند و در نتیجه هر گناه و زشتى را نیز مرتكب مى‏شدند.
و سرانجام در آخرین آیه مورد بحث مى‏فرماید:
لَكُمْ دِینُكُمْ وَ لِیَ دِینِ
اینك كه چنین است دین و آیین شما براى شما، و دین آیین من از آن من.
در تفسیر آیه دیدگاه‏ها متفاوت است:
1 - به باور گروهى منظور این است كه: پاداش پرستش و دین شرك‏آلود شما براى شما و پاداش دین توحیدى و آسمانى من براى من. با این بیان «مضاف» حذف شده است.
2 - امّا به باور برخى دیگر، كفرگرایى و حق‏ستیزى شما براى شما باد و توحیدگرایى و حق پذیرى و پرستش خالصانه من براى من و این بیان و آیه گرچه به ظاهر نشانگر بى‏مانع بودن شرك و كفر و یا جواز پرستش‏هاى ذلت‏بار آنان است، امّا در حقیقت هشدارى است سخت، كه آنان را از كفر و پرستش غیر خدا بر حذر مى‏دارد.
آیه مورد بحث بسان این آیه است كه مى‏فرماید: اعملوا ماشئتم...(330)
هر آنچه مى‏خواهید انجام دهید كه او به آن‏چه انجام مى‏دهید بیناست.
3 - از آن جایى كه واژه «دین» به معنى پاداش و كیفر كردار انسان آمده، به باور پاره‏اى منظور این است كه: ثمره عملكرد شما براى شما و ثمره كار من نیز براى من.
واژه «دین» در شعر عرب نیز به معنى پاداش و كیفر آمده است. شاعر مى‏گوید
اذا ما لقونا لقیناهم‏
و دَنّاهم مثل ما یقرضونا
هنگامى كه آنان با ما دیدار نمودند، ما نیز با آنان دیدار خواهیم نمود، و همانند آنچه به ما وام مى‏دهند به آنان پاداش خواهیم داد.
دو نكته بسیار جالب‏
1 - این سوره مباركه در بردارنده اعجازى بزرگ از سوى پیامبر گرامى بر دریافت وحى، و سندى است خدشه‏ناپذیر و استوار بر درستى دعوت و آسمانى بودن كتاب او؛ چرا كه آن بزرگوار در این سوره از رخدادهاى آینده زندگى خود و سردمداران شرك و استبداد حاكم پیشگویى كرد، و خبرهایى‏ها را داد كه جز از سوى خداى آگاه به نهان‏ها راهى به سوى آن‏ها نیست؛ و شگفتا كه تاریخ نشان داد كه خبرهاى آن حضرت همان‏گونه كه آورده بود تحقق یافت.
2 - نكته درس‏آموز دیگر در این سوره هشدار از سستى و سازش در دین و آمیخته ساختن باطل و بیداد و شرك و خرافه و روش‏هاى ظالمانه با توحیدگرایى و روش‏هاى عادلانه و بشردوستانه دین خدا و رسیدن به هدف‏هاى مقدس، با به كارگیرى ابزارها و شیوه‏هاى ظالمانه فریب و خشونت و ترور و وحشت آفرینى است؛ آرى این آیات از این آفت نیز هشدار مى‏دهد.

پرتوى از سوره مباركه‏
در آیات كوتاه این سوره مباركه درس‏هاى ارزشمند و انسان پرورى است كه پاره‏اى از آن‏ها را به گونه‏اى كوتاه و فشرده مى‏نگریم.

1 - جدایى راه توحید با شرك‏
این آیات به روشنى نشانگر آن است كه راه توحید و شرك و عدالت و ظلم از یكدیگر جداست؛ چرا كه راه توحیدگرایى انسان را به سوى تقرب به خدا و تخلق به اخلاق او - كه آگاهى، بینایى، حق‏شناسى، عدالت، راستى، توانایى، بى‏نیازى، هدفدارى، بشردوستى و بنده نوازى است - راه مى‏نماید، امّا بیراهه شرك و ظلم انسان را از این والایى‏ها دور مى‏سازد و به سنگدلى و خشونت و فریب و نیرنگ و خودسرى و خودكامگى و شقاوت و جنایت و انحصار و استبداد سوق مى‏دهد. توحیدگرایى رمز وحدت و یكپارچگى با به رسمیت شناختن تنوع سلیقه‏ها و اندیشه‏ها و عقیده‏هاى منطقى است، امّا شرك به سوى شقه شقه ساختن جامعه و سلطه انحصارى فرد یا گروهى بر همگان با قهر و غلبه مى‏كشاند.
توحیدگرایى به انسان توجه مى‏دهد كه هستى هدفدار است و كارهاى نیك و ناروا را پاداش و كیفرى است متناسب و عادلانه، و ذره‏اى عدالت و ستم گم نمى‏گردد و انسان مسئول است و از او باز خواست خواهد شد، امّا شرك و استبداد بر این بیراهه است كه زورمدران نباید نقد شوند و محاسبه پذیرند، و مورد چون و چرا قرار گیرند، و از آنان بر گفتار و كردار گزاف و ظالمانه‏اى كه بر زبان مى‏آورند و دست مى‏یازند نباید دلیل و برهان خواست!
توحیدگرایى تأكید مى‏كند كه باید با شیوه‏هاى خداپسندانه و راه‏هاى عادلانه زیست و اجازه هر كار و هر شیوه و وسیله‏اى را - حتى به بهانه مقدس بودن هدف - نمى دهد، امّا شرك و استبداد به بهانه واژه‏ها و هدف‏هاى نیك و دهن پركن از هر وسیله و ابزارى براى سركوب و شقاوت و تحمیل بهره مى‏گیرد و این راز تكرار آیه شریفه است كه پیامبر فرمود: لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ...
آنچه را شما مى‏پرستید و بیراهه‏اى كه شما در زندگى گام مى‏سپارید من نخواهم پرستید و گام نخواهم سپرد.
2 - اعلام بیزارى از شرك و استبداد با منطق و مدارا
مادیگران و پیروان مكتب كمونیسم حدود یك قرن تسلط استبدادى و شقاوت‏بار خود بر بخش بزرگى از دنیا، افزون بر كشتار و فجایع بى‏شمار و انحطاط و واپسگرایى و عقب ماندگى وحشتناكى كه به بار آوردند، دنیا را آكنده از خشم و نفرت، تندى و خشونت، افراطى‏گرى و جنون و ترور و وحشت كردند.
آنان با تبلیغات بسیار گسترده و انحصارى خویش، امواجى سهمگین از فریب و نیرنگ، و قهر و جبر، و سیلابى از شیوه‏هاى زورمدارانه را وارد فرهنگ‏هاكردند و شیوه‏هاى منطق و مدارا، همزیستى و مسالمت، تساهل و تسامح، بشردوستى و حقوق بشر، مردم خواهى و محروم نوازى، ایثار و فداكارى، آزادى اندیشه و فكر، تنوع سلیقه و نظر، حق سنجش و مقایسه، گزینش عقیده و مذهب، و دموكراسى و مردم سالارى را مردود و منفور و ارتجاعى و امپریالیستى اعلام داشتند! و سوگمندانه نیروهاى خودسر و زورمدار و تاریك‏اندیش، و جریانهاى شیفته قدرت و تشنه مقام و مغزهاى سنگواره‏اى نیز دانسته و یا ندانسته آنها را گرفته و هم چنان تاریكى و سیاهى مى‏آفرینند و خرافه مى بافند و مهر و مدارا، منطق و تحمل، آزادى و حقوق بشر، مردم سالارى و حق حاكمیت برسر نوشت و تنوع سلیقه ها را بر نمى‏تابند و بر این باورند كه هر كسى جز همانند آنان اندیشید و سلطه انحصارى آنان را نپذیرفت و آن روش‏ها را نقد كرد، باید مارك كفر و شرك و خیانت و ...بخورد و حذف گردد! و دردا كه این شیوه‏هاى شرك آلود و ظالمانه را با نام خدا و دین خدا ترویج مى‏كنند و همه آگاهان و آزادى خواهان و نسل جوان را به تدریج از دین مى‏گریزانند.
آیات این سوره را بنگرید كه چگونه با دقت، قاطعیت، استوارى و منطق روشنگرى مى‏كند كه راه توحید از راه شرك جداست، و آن را نفى مى‏كند، امّا نه تهدید به كشتار مى‏كند و نه حذف و نه اجبار و تحمیل، بلكه به منطق و مدارا و خردورزى و خردمندى و راهیابى رهنمون است تا انسان‏ها همان گونه كه خدایشان به آنان اختیار انتخاب و آزادى گزینش و سنجش و مقایسه داده است، راه را برگزینند و نه بَره‏منشانه و یا به زور چماق و زندان.




نوع مطلب :
برچسب ها : روزی با خدا،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


خلاقیت های دانش آموزان کلاس پنجم من

برای همه دختران ایران زمین

★  *  ★  *  ☆  ★  

ذکر روز شنبه یا رب العالمین
ذکر روز یکشنبه یا ذالجلال والاکرام
ذکر روز دوشنبه یا قاضی الحاجات
ذکر روز سه شنبه یا ارحم الراحمین
ذکر روز چهارشنبه یا حی یا قیوم
ذکر روز پنجشنبه لا اله الا الله الملک الحق المبین
ذکر روز جمعه اللهم صل علی محمد و ال محمد
★  *  ★  *  ☆  ★  

« سورة الکافرون - سورة ١٠٩ - عدد آیاتها ۶ »

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ (١) لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ (٢) وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (٣)وَلا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ (۴) وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (۵) لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ (۶)

★  *  ★  *  ☆  ★  
« سورة الإخلاص - سورة ١١٢ - عدد آیاتها ۴ »

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (١) اللَّهُ الصَّمَدُ (٢) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (٣) وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ (۴

« سورة الفلق - سورة ١١٣ - عدد آیاتها ۵ »

★  *  ★  *  ☆  ★  
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (١) مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ (٢) وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ (٣)وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ (۴) وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (۵)

« سورة الناس - سورة ١١۴ - عدد آیاتها ۶ »

★  *  ★  *  ☆  ★  
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (١) مَلِکِ النَّاسِ (٢) إِلَهِ النَّاسِ (٣) مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (۴) الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ (۵) مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ (۶)

★  *  ★  *  ☆  ★  
-—$$$$$$$$__$$__$$$$$$$$$
_$$$$$$$$$$$$__$$$$$$(¯`v´¯)$
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(?)´¯)$
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$
$$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$
_$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(?)´¯)$$$
___$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$
______$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$
________$$$(¯`(?)´¯)$$
___________$(_.^._)$
____________$$$$$$

*      *   ★     ★  ♡  *
 ★ ★   ☆  ★ *
  ♡      ★  *  ★   *   ☆
★  *  ★   *  ☆ منتظرتونم ★  

♥   *   ★  ★ *
♡   ☆           ★ 
  ♥   منتظرتونم  ☆  *  ★   * ♥ ★
*      *   ★     ★  ♡  *
 ★ ★   ☆  ★ *
  ♡     ★  *   ★   *   ☆
★  *  ★  *  ☆  ★  

♥   *   ★  ★ *
♡   ☆           ★ 
  ♥   منتظرتونم  ☆  *  ★   * ♥ ★

*      *   ★     ★  ♡

مدیر وبلاگ : , ,
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

FreeCod Fall Hafez

آموزگار ابتدایی:اول تا ششم

ユラユラハート

きらきらドロップ

フジの花